أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

52

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) سرقات او از ديگران و بخشى هم مانند رجزهاى عرب و سخنان كاهنان است ، خود پيامبر ( ص ) گفتارش بمراتب فصيح‌تر و نيكوتر و پربارتر از حرف‌هاى مسيلمه بود در عين حال عرب‌ها نگفتند كه گفتار خودت نظير قرآن است و قرآن برتر و بالاتر از گفتار خودت نيست ، بعنوان نمونه پيامبر مىفرمود ( انا النبى لا كذب انا بن عبد المطلب ) « من براستى و بى دروغ پيامبر هستم من پسر عبد المطلبم » و يا « تاللّه لو لا اللّه ما اهتدينا و لا تصدّقنا و لا صلينا فانزلن سكينة علينا و ثبت الاقدام ان لاقينا » « سوگند به خدا اگر خدا نبود ما رهنمون نمىشديم نه زكات ميداديم و نه نماز ميگزارديم ، پروردگارا آرامشى بر ما فرو فرست در جنگ‌ها بما پايدارى عنايت فرماى » و يا اين گفتار حضرت « اللّهم آن العيش عيش الآخرة فارحم الانصار و المهاجرة » پروردگارا همانا زندگى زندگى آن جهان است ، خدايا بر انصار و مهاجران رحمت آور و اين فرمودهء آن حضرت ( تعس عبد الدينار و الدرهم و عبد الخميصه آن اعطى منها رضى و آن لم يعط سخط تعس و انتكس و آن شيك فلا انتقش ) : « بندگان دينار و درهم و جامه‌هاى گران قيمت ( يا شكم بارگان ) هلاك شدند اگر به آنها عطا شود خشنود مىشوند و اگر عطا نشود خشمگين مىگردند ، نابود مىشود و برو مىافتد و اگر خارى به پايش رود در آورده نمىشود » در عين حال هيچكس از عرب مدّعى نشده است كه گفتار پيامبر حتى شباهت به قرآن داشته باشد . استاد ابو منصور براى من از قول يكى از اصحاب ما نوشته بود كه ممكن است نظم گفتارى مانند نظم قرآن ميان عرب بوده و در عين حال از بيان آن عاجز شده‌اند زيرا اخراج هر چيز عادى از حالت عادى معجزه است همچنانكه وارد شدن هر چيز در مسائل عادى كه امكان ورود آن نباشد خرق عادت است ، بهر حال معجز بودن قرآن به اين وسيله آشكار گرديده است ، و اعراب اقرار كرده‌اند كه نمىتوانند مثل آن را بياورند ، شيخ ابو سليمان خطابى از قول برخى از دانشمندان نقل كرده است ، كه قرآن محمّدى كه وسيله آن حضرت بر عرب عرضه شد و عاجز بودن اعراب از آوردن مانند آن بمراتب از زنده ساختن مردگان و بهبود بخشيدن كور مادر زاد و شخص مبتلا به برص مهمتر است زيرا پيامبر ( ص ) براى